ميرزا قهرمان امين لشكر
20
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )
ريخت و حضرت و الا روحى فداه عيدى به جناب مجتهد سلمه الله و پس از آن به جناب ميرزا جواد شيخ الاسلام و جناب حاجى ميرزا يوسف آقا و پسرهاى مرحوم حاجى ميرزا باقر مجتهد طاب ثراه و ساير علما التفات كرده رفتند ، و به جناب اجل آقاى امير نظام و من و جناب ساعد الملك دام مجده و همهء اهل نظام و ساير و اهل قلم و اعيان شاهى مرحمت كردند ، و موزيكانچيها قدرى موزيكان زدند ، و اذن جلوس به جناب آقاى امير نظام دام اقباله و من و جناب ساعد الملك مرحمت كردند و قدرى فرمايشات فرمودند و اظهار رضامندى از جناب اجل آقاى امير نظام دام اقباله كردند و صورت جناب معزى اليه را بوسيدند و جناب معزى اليه پاى مبارك حضرت و الا را بوسيدند و حضرت و الا اندرون تشريف بردند . و جناب امير نظام و من و ساعد الملك منزل نواب و الا اعتضاد السلطنه دامت شوكته رفتيم . از خدمت ايشان درب اندرون تبريك نواب عليه سرور الدوله . حرم محترم و الا رفتند از اندرون شيرينى و چند عدد اشرفى و پنج هزارى براى حاضرين آوردند . بعد از صرف شربت و چاى و شيرينى و غيره آمديم به طرف منزل خودمان . جناب اجل امير نظام دام اقباله به طرف باغ منزل خودشان رفتند و من با جناب ساعد الملك نيم ساعتى هم منزل آقاى ساعد الملك توقف كردم و از آنجا رفتم منزل ميرزا يوسف خان . به تاريخ روز چهارشنبه 17 شهر رجب المرجب اودئيل 1306 و امروز كه روز تحويل است جناب اجل آقاى امير نظام دام اقباله يك انگشتر الماس براى نامزد فرزندى ميرزا يوسف خان كه صبيهء آقاى حاجى صدر الدوله است با رقعه پيش من فرستاده بودند ، و يك انگشتر عقيق هم كه خط خوشى دارد به من دادند و دو سه پارچه جواهر هم براى حرمهاى حضرت و الا و آقاى اعتضاد السلطنه دامت شوكته پيشكش دادند ، و طرف عصر كه من منزل ميرزا يوسف خان بودم ، علينقى خان سرتيپ و شاهزاده دارا و برادر او ، حاجى ميرزا يوسف و برادر او و دو سه نفر عزب دفتر ، حاجى فضلعلى خان پسر مرحوم ميرزا صادق خان سرتيپ و تقى خان مقرب الخاقان پسر عليرضا خان گروسى آمدند . و من امروز تلگرافى به همين اشخاص تبريك عيد نوشته دادم آقا على به تلگرافخانه ببرد بگويند : جناب امين الدوله ، جناب اجل امين السلطان ، جناب قوام الدوله ، وقايعنگار ، جناب مشير الدوله وزير عدليه ( جواب تلگراف نهم شهر رجب المرجب